مرگ سبز
بامبوم ام مرد.
شش سالی بود که مال من شده بود. در موردش اینجا نوشته بودم . هدیه از دوستی مهاجر بود و من نگران بودم که باشنیدن مداوم لیلا فروهر سلیقه اش خراب شده باشد. یادتان هست؟
تو این شش سال آنقدر همه از بلندی و سرسبزی اش حیرت کردند که حتی دعایی هم به برگهایش آویخته بودم
در این ماههای آخر آنقدر غمهای مرا جذب کرد که طاقت نیاورد و مرد
حالا منتظرم که یه روزی یه دوستی یه جمعه صبح زود بره بازار گل خاوران و برام یک دسته بامبو بخره . قد بلندترین و سبزترینشون را . بامبوهایی که هیچ خاطره ای از غمهای من نداشته باشن
قول می دم که برای زنده ماندنشان حتی لیلا فروهر را هم تحمل کنم
+ نوشته شده در جمعه ششم آبان ۱۳۹۰ ساعت 0:29 توسط گیس طلا
|