این مورفی لعنتی
من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است
خانم آژانسی زنگ زده وگفتن یه بلیط کنسلی تونسته برام پیدا کنه و تا قبل از 5 باید برم بگیرم
من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است
از اداره ای تماس گرفتند و گفتند تا قبل از 5 نامه ای را به دستشان برسانم
من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است
کارگردان گفته که حوالی 5 زنگ می زند تا درباره فیلمنامه صحبت کنیم
من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است
مدیرگروه حوالی ساعت 5 زنگ خواهد زد تا درباره هماهنگی ساعتهای کلاس صحبت کند
من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است
.
.
.
ساعت شیشه و من هنوز زنده ام
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18:2 توسط گیس طلا
|