امروز به شیرازی ترین مسجد دنیا رفتم

مسجدی که کاشیکاریش شاد و پر از رنگهای قرمز بود

مسجدی که کسی دم در به خانمها چادر نمی داد

مسجدی که شبستانش زنانه مردانه نداشت

مسجدی که می شد در محراب آن عکس گرفت

مسجدی که به تمام سوراخ سنبه هایش می شد سرک کشید و هیچکس هیچ تذکری در باب حجاب نمی داد

مسجدی که می شد زیر طاقهایش دراز کشید و به نوری که از پشت شیشه های رنگی به درون می ریخت خیره شده و حضور خدایی را حس کرد که مدتها بود دیگر مال ما نبود
خدایی

شاد و صمیمی و مهربان است