کافی شاپ ایرانشهر
این بالکن با آن درختها و صندلی ها و چترها
مرا یاد چیزی می اندازد که نمی دانم چیست
کسی که نمی دانم کیست
جایی که نمی دانم کجاست
مانند زنی کهنسال که خاطره ای دوردست از ملاقاتی عاشقانه را از خاطر برده است و تنها
میز و نسیم و نور ،
یاد عشقی از یادرفته را در ذهن فرتوتش تداعی می کند
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18:25 توسط گیس طلا
|