یکی از دوقولها اومده تو بغل مادرک و گفته

-        اینا چین؟

-        می می

-        من ندارم ...  برای چی ان؟

-        شیرتوش بوده دادم به خواهرک خورده  تموم شده

پسرک  تو بغل مادرک خوابش برده و وقتی بیدار شده همونجور خوابالو به مادرک گرفته

-        بریم شیر بخریم بریزیم توش

....

فرداش هم رفته با دقت به مامانش نگاه کرده و فهمیده که اون هم می می داره پرسیده

تو هم به خواهرک شیر دادی؟