و چهره اش که داستانی طولانی از شکست های پیاپی بود؛ از یادم نمی رود
امروز مادر یکی از دخترهای که برای تست بازیگری آمده بود به دستیارم اصرار کرده بود که خودش هم تست بدهد.
از آنجا که یک نقش خیلی فرعی برای زنی میانسال لازم داشتم ،قبول کردم
زن وارد شد و متوجه شدم که نازیبا است (معمولا مادرهای زیبا هنرجویان، این احساس را دارند که حیف شده اند و اگرنه برای خودشان سوفیا لورنی بوده اند)
زمان تست دادن هم حتی یک جمله بسیار ساده و بسیار کوتاه را نتوانست اجرا کند و یا حتی از روی کاغذ بخواند؛ حتی تلاشی هم برای اجرای بهتر نمی کرد.
گیج شده بوده ام ،پس دلیل اصرارش چه بوده است
دستیارم پرس و جو کرد
معلوم شد فقط می خواسته وقتی به خانه می رود، به "دیگرانی" بگوید که تست بازیگری داده است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:50 توسط گیس طلا
|