آنجا که با تور سفر نکرده بودم با کمک گوگل عزیز راهها و جاها را پیدا می کردم


پرسان پرسان سوار اتوبوس شدیم و هتل فائز پیاده شدیم و از انجا جاده مارپیچ را ادامه دادیم تا بر بالای ساحل کنیالتی به ایستیم




ساحل و دریا زیر نور خورشید می درخشید



و من برای اولین بار ساحل سنگریزه ای را دیدم. سنگهای مانند کف رودخانه



اب سرد و شفاف بود . کف دریا دیده می شد و ماهی های ریزی که در لابلای سنگها می لولیدند



در ساحل مردم شاد و آرامی تفریح می کردند . همه چیز به طرز جادویی امن و آرام بود




و بازی های کنار ساحل که وسوسه برانگیز بودند

و


وسوسه پرواز در اسمان آبی و بر روی دریای آبی


و سرانجام غروب