روز دوم انتالیا
آنجا که با تور سفر نکرده بودم با کمک گوگل عزیز راهها و جاها را پیدا می
کردم
پرسان پرسان سوار اتوبوس شدیم و هتل فائز پیاده شدیم و از انجا جاده مارپیچ را
ادامه دادیم تا بر بالای ساحل کنیالتی به ایستیم
ساحل و دریا زیر نور خورشید می درخشید
و من برای اولین بار ساحل سنگریزه ای را دیدم. سنگهای مانند کف
رودخانه
اب سرد و شفاف بود . کف دریا دیده می شد و ماهی های ریزی که در لابلای سنگها
می لولیدند
در ساحل مردم شاد و آرامی تفریح می کردند . همه چیز به طرز جادویی امن و آرام
بود
و بازی های کنار ساحل که وسوسه برانگیز بودند
و
وسوسه پرواز در اسمان آبی و بر روی دریای آبی
و سرانجام غروب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 10:56 توسط گیس طلا
|